ترجمه "auzoko" به فارسی

مجاور, مقیم, نزدیک بهترین ترجمه های "auzoko" به فارسی هستند.

auzoko
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجاور

    noun
  • مقیم

    noun
  • نزدیک

    noun

    Ivan-ek 11 urte zituen, eta tratamendua etxetik oso gertu egiten zuen, beste auzo batean.

    ایوان ۱۱ سال داشت، و برای درمان به محلهای نزدیک خانهمان رفت.

  • ترجمه های کمتر

    • همسایه
    • پزشک مقیم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " auzoko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "auzoko" با ترجمه به فارسی

  • برون شهر · حومه شهر · حومه نشینی
  • همسایگی
  • زاغه
  • منطقه سرخ
  • مجاور · نزدیک · همسایه
  • ماتریس مجاورت
  • مجاور · نزدیک · همسایه
  • قصبه · مجاور · محل خاص · محله · موضع · مکان · نزدیک · همسايگی · همسایه · همسایگی
اضافه کردن

ترجمه های "auzoko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه