ترجمه "azal" به فارسی
پوست, پوست درخت, تراشه بهترین ترجمه های "azal" به فارسی هستند.
azal
noun
دستور زبان
-
پوست
nounیکی از بزرگ ترین اعضای بدن
ile horia eta azal argia izateko.
پوست سفید رنگ و موی زرد داشته باشند.
-
پوست درخت
-
تراشه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سبوس
- صفحه عنوان کتاب
- لایه زیرین پوست
- پوست خام
- پوشش اندام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " azal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Azal
-
جلد
nounNon azalean bisualizatzen den zorionak gehienbat alderdi iluna azpimarratzen duen.
جایی که شادی روی جلد معنای مبهمی دارد.
تصاویر با "azal"
عباراتی شبیه به "azal" با ترجمه به فارسی
-
مساحت
-
تخت · تنک · کم عمق
-
اثر پوستی
-
ابراز داشتن · توضیح دادن · روشن کردن · شرح دادن
-
نکته صفخه پیشرفته
-
نکته صفحه
-
خسته · لاستیک · لاستیک اتومبیل
-
جمجمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن