ترجمه "baimen" به فارسی
مجوز, اجازه, اختیار بهترین ترجمه های "baimen" به فارسی هستند.
baimen
-
مجوز
Dioenez, baimena berritzea sei asteko lana izan daiteke.
اون ميگه که 6 هفته طول ميکشه تا مجوز جديد بگيرين
-
اجازه
nounBada jendea uste duena nirea bezalako familiak ez liratekeela baimenduta egon beharko.
افرادی هم هستند که فکر میکنند خانوادههایی مانند خانواده من نباید اجازه وجود داشته باشند.
-
اختیار
noun -
مرخصی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baimen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baimen" با ترجمه به فارسی
-
آره · اری · بله · بلکه · بلی · در حقیقت
-
علاوه براين · نيز · همچنين · هنوز
-
حفاظ
-
ادعا · انعقاد · تصدیق · تصویب
-
شب کلاه
-
از
-
اما · اگرچه · با این حال · مگر · ولی · گرچه
-
مرخص کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن