ترجمه "bala" به فارسی
دسته, گلوله, گلوله تفنگ بهترین ترجمه های "bala" به فارسی هستند.
bala
-
دسته
noun -
گلوله
nounHarako hartan, sabelean bost bala nituela utzi ninduten.
اونا من رو با 5 گلوله در پاها و شکمم ول کردن.
-
گلوله تفنگ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bala
-
گلوله
nounBala-zorroak metalezkoa izan behar du eta balak zurezkoa.
پوسته ـش بايستي فلزي باشه ولي جنس خود گلوله بايد از چوب باشه.
عباراتی شبیه به "bala" با ترجمه به فارسی
-
ترمز
-
افسونگر · الت دست · دست نشانده · دلقک · پادو
-
نعره زدن
-
ترمز ماشین
-
ترومای گلوله
-
دیسک ترمز
-
اورژانس
-
بع بع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن