ترجمه "baloi" به فارسی

بادکنک, بالون, توپ بهترین ترجمه های "baloi" به فارسی هستند.

baloi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادکنک

    noun
  • بالون

    noun
  • توپ

    noun adjective

    Santo Kristo, burdin hesira bota duzu baloia!

    خداي من ، توپ رو پرت کردي طرف فنس!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baloi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Baloi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • توپ

    noun adjective

    Baloi bat uztaiaren inguruan bezala.

    مثل يه توپ بسکتبال که دور تور حلقه مي چرخه

عباراتی شبیه به "baloi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baloi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه