ترجمه "bankisa" به فارسی
سرزمین یخی, یخ شناور, یخ دریا بهترین ترجمه های "bankisa" به فارسی هستند.
bankisa
-
سرزمین یخی
noun -
یخ شناور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bankisa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bankisa
-
یخ دریا
Itsasoa izoztuta sortzen den horma, munduko itsaso polarretan eta beste zenbait itsaso hotzetan urtero sortzen eta urtzen dena.
عباراتی شبیه به "bankisa" با ترجمه به فارسی
-
صراف · کارمند بانک
-
نسخه گذاری و تأیید اعتبار منتشر شده وب
-
بندر سری بگاوان
-
رایانش توزیعشده
-
تجزیه شدن · تهیه کردن · جداکردن · رساندن · فاسدشدن · متلاشی شدن · منحط شدن · نفاق انداختن · پوسیدن
-
انتشار · صدور · قسمت فرعی
-
جداکردن · نفاق انداختن
-
بانتو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن