ترجمه "bare" به فارسی

طحال, اسپرز, سپرز بهترین ترجمه های "bare" به فارسی هستند.

bare Adjective Noun adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • طحال

    noun
  • اسپرز

    noun
  • سپرز

  • ṭ...ḥāl

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bare
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • طحال

    noun
  • لیسه

    noun

تصاویر با "bare"

عباراتی شبیه به "bare" با ترجمه به فارسی

  • تسکین · تشنج زدایی · دلجویی · فروکش
  • سکون
  • آرام کردن · آشتی کردن · تخفیف دادن · تسکین دادن · حرف نزدن · خاموش شدن · خفیف شدن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · رفع نمودن · ساکت کردن · سبک کردن · فرو نشاندن · فرونشستن · فروکش کردن · مکث کردن · نرم کردن · هوشیار بودن · پرداختن · کاستن · کم شدن
  • تعادل فکری · خونسردی · سکوت · عدالت · قضاوت منصفانه
اضافه کردن

ترجمه های "bare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه