ترجمه "basakeria" به فارسی

آدم کشی, بربریت, بیرحمی بهترین ترجمه های "basakeria" به فارسی هستند.

basakeria
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدم کشی

    noun
  • بربریت

    noun
  • بیرحمی

    noun

    Erabateko basakeria ikusi nuen Ruandan.

    در رواندا شاهد بیرحمی مطلق بودم.

  • ترجمه های کمتر

    • ترور
    • دد و دام
    • سبعیت
    • قتل
    • قساوت
    • قساوت قلب
    • نامردمی
    • وحشیگری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " basakeria " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "basakeria" با ترجمه به فارسی

  • تاکسی · جانور · حیوان · دهقانی · روستایی
  • تندی · درنده خویی · شدت · وحشی گری
  • بیرحمی · دد و دام · سبعیت · قساوت · نامردمی
  • بوی نامطبوع · لای · لجن · لجن وگل · لجنزار · پوسته یخ · چکیده · کثافت · کود
اضافه کردن

ترجمه های "basakeria" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه