ترجمه "begirale" به فارسی

مراقب, مشاهده کننده, مفسر بهترین ترجمه های "begirale" به فارسی هستند.

begirale
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مراقب

    noun

    Amak guri denoi begiratzen digu.

    مادر مراقب همگی ماست.

  • مشاهده کننده

    noun
  • مفسر

    noun
  • ناظر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " begirale " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "begirale" با ترجمه به فارسی

  • پاپیون
  • حلقه فور
  • چشم بد
  • حلقه · حلقه زدن
  • آبمروارید
  • بادقت نگاه کردن · خیره شدن · خیره نگاه کردن · دیدن · رویت کردن · نگاه کردن · پاییدن · چشم دوختن · چشم گرداندن · گشتن
  • روبه بالا
  • روبه پایین
اضافه کردن

ترجمه های "begirale" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه