ترجمه "behartze" به فارسی

اثر, اثرگذاری, اجبار بهترین ترجمه های "behartze" به فارسی هستند.

behartze
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثر

    noun

    Gutxienez bere izenez deitu behar dugu: Gorroto krimena.

    حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم اینست که اسم درستی روی آن بگذاریم: جنایتی در اثر نفرت.

  • اثرگذاری

    noun
  • اجبار

    noun

    Barrua urratzen dit zu honela bizi behar izateak.

    تماشاي وضعيتي که به اجبار توش زندگي ميکني بدجوري داره منو عذاب ميده

  • ترجمه های کمتر

    • اضطرار
    • تهدید و اجبار
    • حرارت
    • سخره
    • طبع
    • مسبب
    • مصادره
    • کشش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " behartze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "behartze" با ترجمه به فارسی

  • بایا · خدمت · شرط لازم · ضرورت · لازمه · لزوم · ماموریت · مطالبه · چیز ضروری
  • من پول نیاز دارم · پول میخواهم
  • کار کردن
  • باید
  • تهیدستی · فقر · فلاکت
  • باید
اضافه کردن

ترجمه های "behartze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه