ترجمه "belar" به فارسی
علف, حشیش, سبزه بهترین ترجمه های "belar" به فارسی هستند.
belar
noun
دستور زبان
-
علف
nounCharliek ere jakingo luke ez balu hainbeste belar erreko.
چارلي هم اگه هميشه در حال علف دود کردن نبود ، ميفهميد
-
حشیش
noun -
سبزه
nounBaratxuri eta belar usaina duen kearekin erabili behar da.
اين براي دود هايي که بوي سير يا سبزه ميدن.
-
ترجمه های کمتر
- شاهدانه
- واش
- چمن
- کنف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " belar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Belar
-
چمن
nounBelarra moztera joango naiz.
فکر کنم که بهتره برم کمي چمن ها رو بزنم.
تصاویر با "belar"
عباراتی شبیه به "belar" با ترجمه به فارسی
-
آلودگی نفتی
-
سیاه
-
آلاله طاولدار
-
دلمه بسته · نکبتی
-
تختخواب · علف خشک · یونجه خشک
-
بیتلحم
-
siyâh · siåh · سياه · سیاه · سیاهپوست · سیاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن