ترجمه "bele" به فارسی
کلاغ, غراب بهترین ترجمه های "bele" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Hiru begiko beleak dio guda bat hasiko dela. ↔ کلاغ سه چشم میگه که جنگی تو راه ـه.
bele
Noun
noun
دستور زبان
-
کلاغ
nounHiru begiko beleak dio guda bat hasiko dela.
کلاغ سه چشم میگه که جنگی تو راه ـه.
-
غراب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bele " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bele"
عباراتی شبیه به "bele" با ترجمه به فارسی
-
کلاغ هندی
-
کلاغ سیاه
-
زاغچه · زاغی
-
رخ · زاغ · کلاغ زاغی · کلاغ سیاه · کلاهبردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "bele" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
bele bat etorri da Gotorlekutik.
یه کلاغ از سیتادل اومده
Jarraitu beleak hiltzen.
به پرنده ها تيراندازي کنين.
Bele bat heldu da.
يک پيک اومده بود.
Erregearen Lehorreratzeko bele bat heldu da.
يه خبرچين از سرزمين پادشاهي اومده.
Bele bat bidali behar dugu iparrera Sansarentzat.
باید یه زاغ به سمت شمال برای سانسا بفرستیم