ترجمه "bolbora" به فارسی

باروت, پودر, گرد بهترین ترجمه های "bolbora" به فارسی هستند.

bolbora
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • باروت

    noun
  • پودر

    noun

    Tiro egin zizun arma Josie-ren eskularruetan zegoen bolbora aztarnekin bat dator.

    من يه تطابق بين تفنگي که به تو شليک کرده با باقيمانده پودر

  • گرد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bolbora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bolbora
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • باروت

    noun

تصاویر با "bolbora"

اضافه کردن

ترجمه های "bolbora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه