ترجمه "borrokalari" به فارسی
جنگجو, مبارز, محارب بهترین ترجمه های "borrokalari" به فارسی هستند.
borrokalari
-
جنگجو
adjectiveAma borrokalari hutsa zen.
مامانت یه جنگجو بود
-
مبارز
adjectiveNacho, borrokalari bikaina zara.
ناچو ، تو یک مبارز بزرگ هستی
-
محارب
adjective
-
ترجمه های کمتر
- کشتی گیر
- کشتیگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " borrokalari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Borrokalari
-
آبچلیک شکیل
عباراتی شبیه به "borrokalari" با ترجمه به فارسی
-
بورگونی
-
اجبار · اضطرار · تندی · تهدید و اجبار · درنده خویی · شدت · وحشی گری
-
شرابی
-
تلاش کردن · جنگیدن · مبارزه کردن · پیکار
-
کشتی حرفهای
-
مبارزه کردن
-
اوراق کردن · جدال کردن · دعوی کردن · نزاع کردن
-
تنازع · جدال · جنگ · حرب · دعوا · رزم · مبارزه · نبرد · پیکار · کشتی گیری · کشمکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن