ترجمه "danbor" به فارسی
طبل, تمبک, تنبور بهترین ترجمه های "danbor" به فارسی هستند.
danbor
noun
دستور زبان
-
طبل
nounEta azkenean sentitzen dut batera nabilela makilarekin eta danborrarekin.
و بالاخره، حس می کنم با چوب و با طبل یکی هستم.
-
تمبک
noun -
تنبور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " danbor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "danbor" با ترجمه به فارسی
-
باروت · پودر · گرد
-
دق
-
ضربت · ضربه سنگین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن