ترجمه "dantzari" به فارسی
رقاص, رقصنده بهترین ترجمه های "dantzari" به فارسی هستند.
dantzari
noun
دستور زبان
-
رقاص
nounGazelle naiz, eta zu, dantzari ederra.
من غزال هستم و تو چه رقاص جذابی هستی !
-
رقصنده
noun particleهنرمندی که میرقصد
Munduko dantzari guztiek nahi dute zure papera.
تمام رقصنده هاي دنيا نقش تو رو ميخوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dantzari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dantzari" با ترجمه به فارسی
-
بالرین
-
بالماسکه
-
صدا کردن
-
دانته آلیگیری
-
پلیس
-
تصادف کردن · تصادم کردن · رقصیدن · زدن
-
تصادف کردن · تصادم کردن · رقصیدن · زدن
-
تصادف کردن · تصادم کردن · رقصیدن · زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن