ترجمه "dardaratu" به فارسی
تاب خوردن, تپش داشتن, لرزاندن بهترین ترجمه های "dardaratu" به فارسی هستند.
dardaratu
-
تاب خوردن
verb -
تپش داشتن
verb -
لرزاندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مرتعش شدن
- مشمئز شدن
- نوسان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dardaratu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dardaratu" با ترجمه به فارسی
-
دارالسلام
-
تپیدن · زدن · لرزاندن · مرتعش شدن
-
تپش · رعشه · لرز · لرزانک · لرزه · چایمان
-
تپش داشتن · مشمئز شدن
-
تاب خوردن · تپش داشتن · لرزاندن · مرتعش شدن · مشمئز شدن · نوسان کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن