ترجمه "eguzki" به فارسی

خورشید, خور, khorshid بهترین ترجمه های "eguzki" به فارسی هستند.

eguzki noun
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خورشید

    noun

    Tximeleta hau eguzkiaz baliatzen da orientatzeko eta eguzkiaren mugimendura egokitzeko gaitasuna du.

    این پروانه برای هدایت خود از موقعیت خورشید بهره میگیرد، هر چند موقعیت خورشید در آسمان ثابت نیست.

  • خور

    noun
  • khorshid

  • ترجمه های کمتر

    • آفتاب
    • شمس
    • انعکاس نور خورشید
    • نور خورشید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eguzki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Eguzki
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خورشيد

    Eguzkiak noren aurrean agertzen den hautatuko balu bezala.

    اگه خورشيد براي چيز خاصي ظاهر ميشه

  • آفتاب

    noun

    Eguzki azpian atseden dago baina ilargiaren azpian... ez da mugitzen.

    اون زير آفتاب درحرکته و زير ماه استراحت ميكنه

  • خورشید

    noun

    Eguzkiaren itzulera abenduaren 25ean hasten zela uste zuten.

    تصوّر آنان بر این بود که ۲۵ دسامبر آغاز بازگشت خورشید است.

تصاویر با "eguzki"

عباراتی شبیه به "eguzki" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "eguzki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه