ترجمه "ekialde" به فارسی

خاور, مشرق, شرق بهترین ترجمه های "ekialde" به فارسی هستند.

ekialde Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاور

    noun

    puntu kardinal

  • مشرق

    noun

    Ekialdea mendebaldetik urrun dagoen bezala, Jehobak gure bekatuak ere tokirik urrunenean jartzen ditu.

    یَهُوَه به اندازهای گناهانمان را از ما دور میکند که مشرق از مغرب دور است، یعنی فاصلهای که نمیتوان تصوّرش را کرد

  • شرق

    proper

    Patenteen kopurua kontuan hartuta, ez dago zalantzarik, Ekialdea aurretik doa.

    از نظر ثبت اختراعات، هیچ جای شکی نیست که شرق پیشرواست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ekialde " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ekialde" با ترجمه به فارسی

  • خاورمیانه
  • eki
    khorshid
  • خاورمیانه
  • تشریفاتی · رویداد · مراسم · مربوط به جشن
  • ابتکار · تشکیلات اقتصادی · تلاش · جد و جهد · سعی · سعی بلیغ · قریحه · کوشیدن
  • سواری · گردش و مسافرت
  • اجتناب · احتراز · پرهیز
  • خاور نزدیک
اضافه کردن

ترجمه های "ekialde" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه