ترجمه "erru" به فارسی

تقصیر, جرم, سرزنش بهترین ترجمه های "erru" به فارسی هستند.

erru Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقصیر

    noun

    Nataliek ere errudun izatearen sentimenduei aurre egin behar die.

    ناتالی نیز احساس تقصیر میکند.

  • جرم

    noun
  • سرزنش

    noun

    Legea sinatzen ez baduzu, ez gara errudunak izango.

    اگه تو نخوای لایحه رو امضا کنی ، کسی ما رو سرزنش نمی کنه.

  • گناه

    noun

    Zazpi errugaberen heriotza ditugu, eta zu zara arduraduna.

    ما برگزار کردیم مراسم مرگ هفت نفری که بی گناه بودند و شما مسئول هستی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " erru " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "erru" با ترجمه به فارسی

  • تخمگذاری
  • اظهارتاسف کردن · ترحم کردن · جانبداری کردن · متاثر شدن
  • خط · رد جاده · شیار · عادت زندگی
  • اظهارتاسف کردن · ترحم کردن · جانبداری کردن · متاثر شدن
  • باقیمانده · علوم مقدماتی
  • تقصیر · جرم · گناه
  • مدعی علیه · مظنون
  • انجام وظیفه کردن · برائت کردن · تبرئه کردن · تقاص پس دادن
اضافه کردن

ترجمه های "erru" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه