ترجمه "etenaldi" به فارسی

انقطاع, ایست, ایستایی بهترین ترجمه های "etenaldi" به فارسی هستند.

etenaldi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • انقطاع

    noun
  • ایست

    noun
  • ایستایی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تعلیق
    • توقف
    • توقیف
    • درنگ
    • رکود
    • غیر دائم
    • منطقه رکود
    • منع
    • ناپیوستگی
    • وقفه
    • پایان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " etenaldi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "etenaldi" با ترجمه به فارسی

  • صلح موقت
  • یکپارچهسازی مداوم
  • درخواست وقفه
  • تعادل نقطهای
  • نقطه توقف
  • تجزیه · دررفتگی · نزاع · وقفه · گسیختگی
  • کلید چاقویی
  • ادامه ندادن · ایست · برخاست · بریدن · بس کردن · تعلیق · توقف · جدا کردن · دررفتگی · درنگ · دست کشیدن · غیر دائم · موقوف شدن · ناپیوستگی · وقفه · گرفتن · گسیختگی
اضافه کردن

ترجمه های "etenaldi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه