ترجمه "gerla" به فارسی
جنگ, جنگاوری, محاربه بهترین ترجمه های "gerla" به فارسی هستند.
gerla
-
جنگ
nounHego Sudanen, beste gerra zibil batean, gosetea berriro ere erabili zen genozidio tresna gisa.
در سودان جنوبی، جنگ داخلی دیگری با استفاده از همان گرسنگیدادن مهلک نسلکشی را به خود دید.
-
جنگاوری
noun -
محاربه
noun -
نزاع
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gerla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gerla" با ترجمه به فارسی
-
آراستن · اتفاق افتادن · برگشتن · به انجام رسیدن · تیمار کردن · حاضر کردن · خطور کردن · در رسیدن · درست کردن · رخ دادن · سرشتن · منجر شدن · مهیا کردن · پختن
-
ایست · تعلیق · توقیف · منع
-
جنگ افزارهای شیمیایی
-
ریشه · میکرب
-
جنگ جهانی اول
-
جنگ سیساله
-
کشتی جنگی
-
جنگ تروا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن