ترجمه "gerra" به فارسی

جنگ, جنگاوری, محاربه بهترین ترجمه های "gerra" به فارسی هستند.

gerra noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگ

    noun

    درگیری سازمانیافته، مسلّحانه و غالباً طولانیمدت

    Hego Sudanen, beste gerra zibil batean, gosetea berriro ere erabili zen genozidio tresna gisa.

    در سودان جنوبی، جنگ داخلی دیگری با استفاده از همان گرسنگیدادن مهلک نسلکشی را به خود دید.

  • جنگاوری

    noun
  • محاربه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نزاع
    • پادرزم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gerra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gerra
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگ

    noun

    Gerra hau oraintxe bertan amaitu dezakegu, ume, milaka bizitza salbatuz.

    ميتونيم اين جنگ رو همين الان تموم کنيم ، پسر ، زندگي هزاران نفر رو نجات بديم.

عباراتی شبیه به "gerra" با ترجمه به فارسی

  • آراستن · اتفاق افتادن · برگشتن · به انجام رسیدن · تیمار کردن · حاضر کردن · خطور کردن · در رسیدن · درست کردن · رخ دادن · سرشتن · منجر شدن · مهیا کردن · پختن
  • ایست · تعلیق · توقیف · منع
  • جنگ افزارهای شیمیایی
  • ریشه · میکرب
  • جنگ جهانی اول
  • جنگ سیساله
  • کشتی جنگی
  • جنگ تروا
اضافه کردن

ترجمه های "gerra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه