ترجمه "gibel" به فارسی
جگر, کبد بهترین ترجمه های "gibel" به فارسی هستند.
gibel
noun
دستور زبان
-
جگر
nounBere gibel propioa jaten ari da hiltzeraino.
جگر اون داره به تدریج کاسته شده و از بین میره.
-
کبد
nounاز غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gibel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gibel"
عباراتی شبیه به "gibel" با ترجمه به فارسی
-
بیماریهای کبدی
-
نارسایی کبد
-
سرطان کبد
-
ترک اسب · خناق
-
تورم کبد
-
بی اثر بودن · فنری بودن · چروک شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن