ترجمه "gora" به فارسی
بالا, فراز, ابَر بهترین ترجمه های "gora" به فارسی هستند.
gora
adverb
-
بالا
adverbUme pila ikusten dut. Eskaileretan gora eta behera doaz.
کودکانِ بسیاری را میبینم. آنها از پله ها بالا و پایین میروند.
-
فراز
adverb -
ابَر
-
بُرز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gora"
عباراتی شبیه به "gora" با ترجمه به فارسی
-
تهوع
-
تبدیل به احسن · تغییر وضع
-
علیرغم
-
روبه بالا
-
انزجار · بیماری · تهوع · مرض
-
صاعد · صعود کننده · عروج · فراز · فرازی
-
التماس · درخواست
-
ترفیع دادن · خزیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن