ترجمه "gorri" به فارسی

سرخ, قرمز, بور بهترین ترجمه های "gorri" به فارسی هستند.

gorri adjective
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ

    adjective

    kolore

    Eta mesedea egingo bagenu eta Gurutze Gorriak berdindu?

    چطوره کاخ بهتون وديعه بده و کميته ي صليب سرخ پرداختش کنه

  • قرمز

    noun

    Aizue, Zurich-go polizia motxila gorri bat daraman amerikar baten bila dabil.

    هي, پليس زوريخ دنبال مردي هست که کيف قرمز بانک, رو با خودش حمل ميکنه.

  • بور

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ghermez
    • sorkh
    • رنگ نقاشی
    • سرخاب
    • مربوط به کمونیسم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gorri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gorri"

عباراتی شبیه به "gorri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gorri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه