ترجمه "gose" به فارسی
تشنگی, رنج ومحنت, عطش بهترین ترجمه های "gose" به فارسی هستند.
gose
-
تشنگی
noun -
رنج ومحنت
noun -
عطش
noun
-
ترجمه های کمتر
- قحطی
- گرسنگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gose " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gose
-
گرسنگی
nounGosetea zela eta, eskola utzi behar izan nuen.
بخاطر گرسنگی، مجبور شدم مدرسه را ترک کنم.
عباراتی شبیه به "gose" با ترجمه به فارسی
-
از · حرص · طمع
-
قحطی
-
از · حرص · طمع
-
گرسنه
-
تنگ سالی · خشکسالی · قحط و غلا · قحطی · نایابی · کسری · کمبود · کمیابی و گرانی
-
اعتصاب غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن