ترجمه "gozoki" به فارسی

شیرینی, قنادی, معجون بهترین ترجمه های "gozoki" به فارسی هستند.

gozoki
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیرینی

    noun

    Hori da haiek behar dutena, Kamera daukan gozogile trebea

    تورو واقعا نیاز دارن شیرینی پز آموزش دیده با دوربینش

  • قنادی

  • معجون

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gozoki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gozoki
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبنبات

    Gozokiak ematen nizkizun garajeageneukanean, honen altu zinen.

    ... توي گاراژ من بهت آبنبات مي دادم وقتي تو تقريبا اينقدر بودي

تصاویر با "gozoki"

عباراتی شبیه به "gozoki" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gozoki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه