ترجمه "guda" به فارسی
رزم, جنگ, نبرد بهترین ترجمه های "guda" به فارسی هستند.
guda
Noun
noun
دستور زبان
-
رزم
nounGuda epaiketa bat eskatzen dut.
من تقاضاي دادرسي با رزم رو دارم.
-
جنگ
nounZauritzen bazaituzte guda zelaian, ziurtatu hiltzen zarela.
اگه تو ميدان جنگ مجروح شدي ، بهتره مطمئن بشي مي ميري.
-
نبرد
nounItsas zabalean erasoko diegu kostaldeak guda muga ez dezan.
در آبهاي آزاد بهشون حمله ميکنيم تا محدوديتي در نبرد نداشته باشيم
-
ترجمه های کمتر
- جنگاوری
- محاربه
- نزاع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن