ترجمه "hanka" به فارسی
لنگ, پا, پا بهترین ترجمه های "hanka" به فارسی هستند.
hanka
noun
-
لنگ
adjective noun -
پا
noun adpositionBehin polizia ikusi nuen hanka bakarreko tipo baten atzetik.
یه بار دیدم که پلیس داره دنبال یه آدم یه پا مي کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hanka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hanka
-
پا
noun adpositionHanka behar dira arkua erabiltzeko.
براي کار کردن با کمان به پا نياز داري.
تصاویر با "hanka"
عباراتی شبیه به "hanka" با ترجمه به فارسی
-
آنجا
-
هانوی
-
بیماری التهابی روده
-
التهاب
-
اثر پا
-
پیمان هانسیتیک
-
دودمان هان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن