ترجمه "haran" به فارسی
دره, وادی, بازه بهترین ترجمه های "haran" به فارسی هستند.
haran
Noun
noun
دستور زبان
-
دره
nounEta zuk hori egingo duzu Haranean?
اين کاري بود که شما ميخواستيد توي دره بکنيد
-
وادی
noun -
بازه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خلیف
- میانکوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Haran
-
دره
nounEta zuk hori egingo duzu Haranean?
اين کاري بود که شما ميخواستيد توي دره بکنيد
تصاویر با "haran"
عباراتی شبیه به "haran" با ترجمه به فارسی
-
باسترک
-
kerm · افسوس · بی طاقتی · حمله سخت · خزنده · درد · سوزش ناگهانی · غم · كرم صدپا · ندامت · کرم · کرم حشره · کرم خاکی
-
گیرنده سوپرهترودین
-
اغماض · تبانی · ساخت و پاخت · سازش
-
خرس عینکی · خرس عینکی; خرس آندی
-
قدرت پذیرش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن