ترجمه "hasi" به فارسی
اغاز کردن, شروع کردن بهترین ترجمه های "hasi" به فارسی هستند.
hasi
-
اغاز کردن
verb -
شروع کردن
verbGelaren atzeko aldera joan eta negarrez hasi nintzen.
به پشت سالن رفتم و شروع کردم به گریه کردن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hasi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hasi" با ترجمه به فارسی
-
ورود به برنامه · ورود به سیستم
-
ورود به سرویس
-
اغاز کردن
-
منوی شروع
-
سرزده وارد شدن · غیرمترقبه بودن
-
علوم مقدماتی
-
اغاز · جشن فارغ التحصیلی · خط شروع
-
سرزده وارد شدن · غیرمترقبه بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن