ترجمه "haurdunaldi" به فارسی

بارداری, بارداری بهترین ترجمه های "haurdunaldi" به فارسی هستند.

haurdunaldi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بارداری

    noun

    haurdunaldi horiek errazago ekiditea erraztuz,

    و برای مردم این را آسانتر و آسانتر میکند تا بارداری را برطرف کنند،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " haurdunaldi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Haurdunaldi
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بارداری

    noun

    haurdunaldi horiek errazago ekiditea erraztuz,

    و برای مردم این را آسانتر و آسانتر میکند تا بارداری را برطرف کنند،

تصاویر با "haurdunaldi"

عباراتی شبیه به "haurdunaldi" با ترجمه به فارسی

  • آبستن · باردار · بچه · تراشنده · جوانک · حامله · زاده · فرزند · منگنه · کوچک
  • دستمال · دستمال سفره · لول · چموش
  • دایه · دختر پرستار · پرستار · پرستار بچه · پرورشگاه
  • تصور
  • آبستنی · بارداری · باروری · حاملگی
  • بچه
  • اعجوبه · بسیار زیرک
  • نوزاد
اضافه کردن

ترجمه های "haurdunaldi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه