ترجمه "hautatu" به فارسی
انتخاب کردن, برچسب زدن, برگزیدن بهترین ترجمه های "hautatu" به فارسی هستند.
hautatu
-
انتخاب کردن
verbAntzik ere ez diot ematen ozeanoak zergatik hautatu ninduen.
اصلاً نمي دونم چرا اقيانوس منو انتخاب کرده
-
برچسب زدن
verb -
برگزیدن
verbErabili data hautatzaile grafiko bat data bat hautatzeko
استفاده از یک گزینندۀ تاریخ نگارهای برای برگزیدن یک تاریخ
-
ترجمه های کمتر
- تاسیس کردن
- تشکیل دادن
- کاندید کردن
- گزیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hautatu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hautatu"
عباراتی شبیه به "hautatu" با ترجمه به فارسی
-
این
-
انتخاب کننده رنگ
-
روش انتخاب نام منطبق
-
امرای انتخاباتی
-
انتخاب
-
داوطلب · نامزد · نامزد انتخابات · نامزد انتخاباتی · کاندید
-
اختیار · ازادی · انتخاب · خیار · خیار فسخ · دیگر
-
انتخاب · مورد انتخابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن