ترجمه "hesi" به فارسی
بارو, حصار, سد بهترین ترجمه های "hesi" به فارسی هستند.
hesi
-
بارو
noun -
حصار
noun... eta zuloa egin genuen hesian.
من و يوسو اون سوراخ رو حصار درست کرديم
-
سد
noun
-
ترجمه های کمتر
- مانع
- پاگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hesi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hesi
-
حصار (حائل)
عباراتی شبیه به "hesi" با ترجمه به فارسی
-
دونده دو با مانع
-
دو با مانع
-
موانع تجاری
-
پناه
-
گوشت ریز
-
حبس کردن · دیوار کشیدن
-
موانع ورود به بازار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن