ترجمه "hil" به فارسی

ماه, مردن, کشتن بهترین ترجمه های "hil" به فارسی هستند.

hil noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماه

    noun

    Ez dakit zehazki, baina hiru mila bat hilean.

    خب ، ميزان دقيقش رو نميدوم ، اما فکر کنم نزديک 3هزارتا در ماه باشه.

  • مردن

    verb

    Dragoien aurrean belaunikatu ginen eta dragoiak hilik daude!

    يه زماني اژدهاها بودن که ما جلوشون زانو ميزديم و حالا هم اون اژدهاها مردن!

  • کشتن

    verb

    Gauza honek hiltzen duen bakoitzean hegoaldera mugitzen da.

    هر دفعه که اين موجود دست به کشتن ميزنه ، بيشتر به سمت جنوب ميره.

  • ترجمه های کمتر

    • mâh
    • بقتل رساندن
    • تلف شدن
    • ذبح کردن
    • شخص متوفی
    • قصابی کردن
    • كشتن
    • ماه شمسی
    • ماه قمری
    • مرحوم
    • مرگ
    • منفجر شدن
    • ناگهان ناپدیدشدن
    • هلاک شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hil"

عباراتی شبیه به "hil" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه