ترجمه "indarkeria" به فارسی
اجبار, اضطرار, تهدید و اجبار بهترین ترجمه های "indarkeria" به فارسی هستند.
indarkeria
-
اجبار
noun -
اضطرار
noun -
تهدید و اجبار
noun -
خشونت
nounMeereen berpiztu da eta horrek ekarri du indarkeria.
ولی تولد دوباره ی میرین باعث این خشونت شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indarkeria " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Indarkeria
-
خشونت
nounIndarkeria kriminalaren arazoa iraganeko kontua izango da laster.
مشکل خشونت جنایتکاران بزودی بدست فراموشی سپرده خواهد شد
عباراتی شبیه به "indarkeria" با ترجمه به فارسی
-
تار وپود · رگ وپی · نیروی عضلانی · وتر · پرواری · پی · گوشت
-
نیروی هستهای
-
نیروی کار
-
کمک فنر
-
گشتاور
-
گشتاور
-
نیروهای نظامی
-
اختلاف سطح · ولتاژ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن