ترجمه "irrati" به فارسی

راديو, رادیو, میزان کننده بهترین ترجمه های "irrati" به فارسی هستند.

irrati noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • راديو

    noun

    Egunkari, telebista eta irratian azalduko den mezu bat.

    اين پيام بايد تو هر روزنامه اي خونده بشه... در هر راديو شنيده بشه ، تو هر تلويزيون ديده بشه.

  • رادیو

    noun

    Hitz zatar gehiegi dituk irratirako.

    هی پسر این خیلی فحش داره واسه پخش تو رادیو

  • میزان کننده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irrati " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Irrati
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • رادیو

    noun

    Hau Mosku Irratia da alemanez, 25eko uhin motzean.

    این رادیو مسکو آلمانی در موج 25 است

  • سخنپراکنی رادیویی

تصاویر با "irrati"

عباراتی شبیه به "irrati" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "irrati" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه