ترجمه "itsu" به فارسی
نابینا, کور, سکوم بهترین ترجمه های "itsu" به فارسی هستند.
itsu
noun
adjective
adverb
دستور زبان
-
نابینا
adjectiveEhun milaka itsu egon behar dute haluzinazio hauek dituztenak, baina aipatzeko beldurra dutenak.
باید صدها هزار نفر نابینا وجود داشته باشند که این توهمات را تجربه میکنند، ولی میترسند که اشاره ای به آنها کنند.
-
کور
adjective" Jaunak etsaiak itsutu zituen leku gaizto honetara ekarri nindutenean. "
خداوند دشمنان من رو کور کرد وقتي من رو در اين جاي شيطاني انداختند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " itsu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Itsu
-
سکوم
عباراتی شبیه به "itsu" با ترجمه به فارسی
-
گیر
-
آزمایش کور
-
دریچه
-
بی بصیرتی · نابینایی · کوری
-
بهت · حیرت · دست پاچگی · سردرگمی · گیجی
-
بهت · حیرت · دست پاچگی · سردرگمی · گیجی
-
بنبست
-
اخم · بهت · بی بصیرتی · حیرت · دست پاچگی · سردرگمی · کوری · گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن