ترجمه "iturburu" به فارسی

بیرون ریزی, تولد, منبع بهترین ترجمه های "iturburu" به فارسی هستند.

iturburu
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیرون ریزی

    noun
  • تولد

    noun
  • منبع

    noun

    Emandako argi iturburu eta proiekzio planodun (zuzen batek adierazita) objektu baten itzala

    سایۀ یک شیء با یک منبع نور داده‌شده و سطح تصویری) توسط یک خط نشان داده‌شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iturburu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Iturburu
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشمه

    noun

    Iturburura joateko esaten du Kak Satelitek.

    ماهواره گفت بيا چشمه.

تصاویر با "iturburu"

عباراتی شبیه به "iturburu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "iturburu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه