ترجمه "itzal" به فارسی

سایه, سايه, آوازه بهترین ترجمه های "itzal" به فارسی هستند.

itzal Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سایه

    noun

    Théoden Thengelen seme gehiegi egon zara itzalen artean.

    پسر تینگل مدت هاست که در سایه نشستی

  • سايه

    noun

    Isilak dira itzalak moduan eta lumak bezain arinak.

    اونا درست عين سايه و به سبکيِ پر هستن.

  • آوازه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اشتهار
    • اعتبار
    • حیثیت
    • شهرت
    • قدر ومنزلت
    • معروفیت
    • نام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " itzal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Itzal
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سایه

    noun

    Théoden Thengelen seme gehiegi egon zara itzalen artean.

    پسر تینگل مدت هاست که در سایه نشستی

تصاویر با "itzal"

عباراتی شبیه به "itzal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "itzal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه