ترجمه "itzal" به فارسی
سایه, سايه, آوازه بهترین ترجمه های "itzal" به فارسی هستند.
itzal
Noun
دستور زبان
-
سایه
nounThéoden Thengelen seme gehiegi egon zara itzalen artean.
پسر تینگل مدت هاست که در سایه نشستی
-
سايه
nounIsilak dira itzalak moduan eta lumak bezain arinak.
اونا درست عين سايه و به سبکيِ پر هستن.
-
آوازه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اشتهار
- اعتبار
- حیثیت
- شهرت
- قدر ومنزلت
- معروفیت
- نام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " itzal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Itzal
-
سایه
nounThéoden Thengelen seme gehiegi egon zara itzalen artean.
پسر تینگل مدت هاست که در سایه نشستی
تصاویر با "itzal"
عباراتی شبیه به "itzal" با ترجمه به فارسی
-
هاشور
-
سایه · سایه افتاده
-
هاشور متقاطع
-
خاموشکنندههای دستی آتش
-
اعتماد نداشتن
-
سایه روشن
-
کپی سایه
-
خاموش کننده آتش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن