ترجمه "izaki" به فارسی
آفریده, بشر, مخلوق بهترین ترجمه های "izaki" به فارسی هستند.
izaki
-
آفریده
noun -
بشر
nounJesusek badaki gizaki izatea eta sufritzea zer den.
زیرا، عیسی وقتی به زمین آمد مشکلات و سختیهای بشر را با تمام وجود لمس کرد.
-
مخلوق
nounIzaki erraldoi honek hegal zorrotzak ditu... Zuhaitzak mozten dituzte beraiekin.
اين مخلوق غول پيکر بالهاي " تيزي داره که ميتونه درختان تنومند رو ببُره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " izaki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "izaki" با ترجمه به فارسی
-
تشریفات اداری · کاغذ بازی
-
آفریده · بشر · مخلوق
-
نمایشگری
-
طبیعت
-
فرتاش · مخلوق · موجود زنده · موجودیت · وجود
-
نمایشگری
-
دامنه یک تابع
-
حفاظت · حفظ منابع طبیعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن