ترجمه "izeba" به فارسی
خاله, عمه, زندایی بهترین ترجمه های "izeba" به فارسی هستند.
izeba
noun
دستور زبان
-
خاله
nounZuretzat izeba Mattie Fae zaharra eta lodia naiz.
آخه ميدونم از نظر شماها من فقط خاله متيفي چاقم
-
عمه
nounBada, izeba Leslie gaixo zegoen,... eta gaixotasunak okerrera egin zuen.
خب ، عمه لزلی مریض بود... و مریضیش عواقبی داشت.
-
زندایی
-
زنعمو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " izeba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن