ترجمه "janaldi" به فارسی
تغذیه, خوراک, خورش بهترین ترجمه های "janaldi" به فارسی هستند.
janaldi
-
تغذیه
nounAsko zor digute, horregatik jarri behar dute janariaren enbaxadore bat supermerkatu bakoitzean.
پس ما این حق رو به گردنشون داریم, که در هر سوپرمارکت بزرگ یک سفیر تغذیه واسه ما قرار بدن.
-
خوراک
nounHasi aurretik, zerbait jan edo edan nahi duzu?
قبل اينکه شروع کنيم نوشيدني يا خوراکي اي براتون بيارم ؟
-
خورش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " janaldi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "janaldi" با ترجمه به فارسی
-
khordæn · بقالی · خواربار · خوردن · زنگ زدن · طعام · ماده غذایی · پوسیدن · گُشنمه
-
لباس محلی
-
چیز لذت بخش
-
واگن رستوران
-
بزم · سور · ضیافت · مهمانی
-
آرایش · طرز · طرز رفتار · پوشاک ویژه · کسوت
-
دانه · غذای پرندگان
-
چیز لذت بخش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن