ترجمه "jauregi" به فارسی
کاخ, قصر, کوشک بهترین ترجمه های "jauregi" به فارسی هستند.
jauregi
Noun
دستور زبان
-
کاخ
nounمحل زندگی شاه
Xebna errege-jauregiko arduraduna zen, seguruenik Ezekias erregearen jauregikoa.
شِبنای مباشر احتمالاً «ناظر کاخ سلطنتی» حِزْقیای پادشاه بود.
-
قصر
nounJeneralaren jauregira eraman eta bere oinetan askatzen dut.
پرواز کردم بالاي قصر ژنرال و انداختمش جلوي پاهاش
-
کوشک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jauregi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jauregi"
عباراتی شبیه به "jauregi" با ترجمه به فارسی
-
کاخ باکینگهام
-
پرتاب نیزه
-
پرتاب چکش
-
وسیله پرتاب · پرتاب کننده
-
شعلهافکن
-
پرتاب وزنه
-
خانه بزرگ · ملک اربابی
-
موشک · پرتابه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن