ترجمه "kide" به فارسی
عضو, نقطه مقابل بهترین ترجمه های "kide" به فارسی هستند.
kide
-
عضو
nounMortero obus batek azoka bat jo eta familia bereko hainbat kide hil zituen.
بازاری تحت اصابت خمپاره قرار گرفت که باعث کشته شدن چندین عضو یک خانواده شد.
-
نقطه مقابل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kide " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kide" با ترجمه به فارسی
-
هم قبیله
-
مربوط ساختن
-
بستگی · خویشاوندی · عضویت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن