ترجمه "kimatu" به فارسی

آراستن, سرشاخه زدن, هرس کردن بهترین ترجمه های "kimatu" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: & Kimatu direktorio hutsak eguneratzean ↔ & هرس‌ کردن پوشه‌های خالی هنگام به‌روزرسانی‌

kimatu
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آراستن

    verb
  • سرشاخه زدن

    verb
  • هرس کردن

    verb

    & Kimatu direktorio hutsak eguneratzean

    & هرس‌ کردن پوشه‌های خالی هنگام به‌روزرسانی‌

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kimatu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kimatu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kimatu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Kim honegatik hil da.
کیم زندگیش رو فدا کرد
Hauxe izan da nire elkarrizketa Kim Jong-un-ekin.
متشکرم که مصاحبه ي من رو با کيم جونگ اون تماشا کرديد
Ez, ez, Kim.
نه ، نه ، نه کیم.
Kim Jong animalia bat da!
کيم جونگ يه حيوونه
Tori, Kim.
بیا کیم ، اینو بخور.