ترجمه "kirten" به فارسی

ابله, احمق, بلید بهترین ترجمه های "kirten" به فارسی هستند.

kirten
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابله

    noun
  • احمق

    noun

    Gideon Grey kirten bat zen, eta, gainera, azeria.

    گیدئن گری یه احمق بود که یه روباه از آب دراومد

  • بلید

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بی کله
    • جنس بنجل
    • حوله داغ
    • دسته
    • دسته شمشیر
    • دهقانی
    • دیر کار
    • روح
    • روستایی
    • زود باور
    • ساده لوح
    • شبح
    • فریب خورده
    • لاک پشت دریایی
    • مرغ نوروزی
    • کنده
    • گول
    • یک جور بازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kirten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kirten" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kirten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه