ترجمه "korda" به فارسی

طناب, ريسمان, ریسمان بهترین ترجمه های "korda" به فارسی هستند.

korda
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • طناب

    noun
  • ريسمان

  • ریسمان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عصب
    • وتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " korda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Korda
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • وتر دایره

اضافه کردن

ترجمه های "korda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه