ترجمه "laba" به فارسی

گدازه, گدازه بهترین ترجمه های "laba" به فارسی هستند.

laba
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گدازه

    noun

    Labaz egina dago, ezin da uretan sartu.

    .اون گدازه ست.نمي تونه وارد آب بشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Laba
+ اضافه کردن

باسکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گدازه

    noun

    Labaz egina dago, ezin da uretan sartu.

    .اون گدازه ست.نمي تونه وارد آب بشه

تصاویر با "laba"

عباراتی شبیه به "laba" با ترجمه به فارسی

  • چاقوی جیبی
  • bičāq · kārd · pičāq · pīčāq · بدنبال · تیغه · قلم تراش · چاقو · چاقوی جیبی · کارد
  • گنبد گدازه
  • تسمه
اضافه کردن

ترجمه های "laba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه